X
تبلیغات
think twice1.blogfa.com

think twice1.blogfa.com

دوباره فکر کن ! . . . عاقلانه رفتار کن


قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض

صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض

در همه آوازها حرف آخر زیباست

آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم  

حرف من دیدن پرواز تو در رویاهاست

نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1392ساعت 16:35 توسط محیا|

یلدا مبارک

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1392ساعت 8:12 توسط محیا|

گاهی ، باید از نگرانی و تردید و ترس دست بردارید

و ایمان داشته باشید که همه چیز درست خواهد شد .

شاید نه آنگونه که شما می خواهید ،

بلکه آنگونه که خیر در آن است .


**پیشاپیش نوروز مبارک**

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 15:53 توسط محیا|

کاش می شد قلب ها آباد بود  

کینه وغم ها به دست باد بود 

کاش می شد دل فراموشی نداشت

نم نم باران هم آغوشی نداشت

کاش می شد کاش های زندگی 

گم شوند پشت نقاب زندگی

کاش می شد آسمان غمگین نبود

رد پای مرگ و کین رنگین نبود

کاش می شد روی خط زندگی

ساده باشیم تا رسیدن ، بندگی
نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1391ساعت 14:46 توسط محیا|

 دانشجویی که سال آخر دانشگاه خود را می گذراند به خاطر

پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت .

او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر

کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی ( دی هیدروژن منو کسید )

توسط دولت را امضاء کنند و برای این درخواست خود ، دلایل زیر را عنوان کرد :

1.     مقدار زیاد آن بتعث تعریق زیاد و استفراغ می شود .

2.     یک عنصر اصلی باران اسیدی است .

3.     وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است .

4.     باعث فرسایش اجسام می شود .

5.     استنشاق تصادفی آن باعث مرگ  می شود .

6.     حتی روی ترمز اتومبیل ها اثر منفی دارد .

7.     حتی روی تومورهای سرطانی یافت شده است .

از 50 نفر فوق ، 43 نفر دادخواست را امضاء کردند و 6 نفر

به طور کلیعلاقه ای نشان ندادند . اما یک نفر می دانست که

ماده شیمیایی (دی هیدروژن منو کسید ) در واقع همان آب است !

عنوان پروژه دانشجوی فوق ( ما چقدر زود باور هستیم ) بود !!!!!!!

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 15:5 توسط محیا|

 بدان که در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد ،

هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد .

مثل بادبادک باش با اینکه می‌دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده !

ولی بازم تو آسمون می‌رقـــصه و می‌خنده

نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 15:20 توسط محیا|

یه جایی باید دست آدم‌ها را بکشی ...

نگه‌شان داری...

صورت‌شان را میان دستانت محکم بگیری...

بگویی ببین...


من دوستت دارم ...نــــــــــــــــــرو .

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391ساعت 16:33 توسط محیا|

هر کجا هستم ، باشم،
آسمان مال من است.
پنجره، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچهای غربت؟من نمی دانم
که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست.
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.
چترها را باید بست.
 زیر باران باید رفت.

نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1391ساعت 19:3 توسط محیا|

گفتن "دوستت دارم" معمولاً براي افراد بسياري دشوار بوده

و نيازمند يک زمان مناسب است؛

اما حتماً لازم نيست که عبارت "دوستت دارم" را بر زيبان بياوريد

تا طرف مقابل متوجه احساسات دروني شما بشود.

هر چند اين عبارت مي تواند گوياي احساسات بديهي باشد،

اما مي توان از راههاي ديگر نيز عشق را اظهار نمود،

که چه بسا ميتواند تاثيرگذار تر بوده و رابطه را بيش از پيش شاداب،

سرزنده و سالم نگه دارد.  

نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1391ساعت 18:43 توسط محیا|

اگر گناه وزن داشت ؛

هيچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛

تو از کوله بار سنگين خويش ناله ميکردی ...

و من شايد ؛

کمر شکسته ترين بودم.....

اگر غرور نبود ؛

چشمهايمان به جای لبهايمان سخن نمي گفتند ؛

و ما کلام محبت را در ميان نگاههای گهگاه مان جستجو نمي کرديم .....

 

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 17:16 توسط محیا|


آخرين مطالب
» قصه
» یلدا....
» نگرانی آری
» باز هم
» پروژه بسیار جالب یک دانشجو!
» مثل بادبادک
» جایی
» چشم ها را باید شست
» گفتن
» گناه
Design By : Pars Skin